شناسه: 332119

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی بی بی زهرا موسویان: بعد از شهادت سیدامیرعباس، چون او را بدون این که غسل بدهیم و کفن کنیم با همان لباسهای رزم به خاک سپردیم و عده ای اعتقاد داشتند که باید او را غسل می دادیم و من با خودم می گفتم نکند برای این کارم پیش خدا مسئول باشم. که یک شب در خواب امیرعباس را با همان لباسهایی که به خاک سپردیم دیدم و درست همان طور خونی و خونها هنوز تازه بودند به او گفتم مادر جان شما کجا بودین دلم خیلی برای شما تنگ شده است او گفت: من پیش شما هستم ولی شما نمی توانید مرا ببینید. به او گفتم مگر شما شهید نشده اید گفت چرا من شهید شده ام گفتم پس چرا کفن ندارید و با لباس های جبهه هستی؟ گفت مادر جان شهیدان که نیاز به کفن ندارن. شهیدان با خونشان غسل می کنند و لباسشان کفنشان است. از خواب بیدار شدم و خوشحال شدم که حرف مردم درست نبوده و ما در رابطه با دفن او درست عمل کرده ایم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه