شناسه: 60500

فرزندخوب

راوی مادر شهید:وظیفه در همان عمر کوتاه بیست‌ساله‌اش، یک‌بار هم حرفی نزده بود که قلب من را برنجاند. عصای دستم بود در خانه. نگفته، کارهای خانه را انجام می‌داد. به خودم می‌آمدم، می‌دیدیم خانه را تمیز کرده. ظرف‌ها را شسته. خریدها را انجام داده و همه چیز مرتب و آماده است. شادی دلم را پر می‌کرد. می‌گفتم: «آخه تو چرا کار کردی مامان جان؟ خودم انجام می‌دادم.» با عشق نگاهم می‌کرد و می‌گفت: «این چه حرفیه مامان، وظیفه ست!» شهید آرمین فخری جان فدا عاشق زیارت بود. عکس‌هایش را که ببینید اکثراً در حرم است. یا توی کربلا یا مشهد. با آنکه سربازی‌اش تمام نشده بود، به مرخصی که می‌آمد می‌گفت: «می‌خوام برم برای مدافعی حرم اسم بنویسم.» از همان اول آرزویش این بود که یک لحظه هم از این مسیر جدا نشود و در همین راه جانش را فدا بکند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه