نام فرزند
بنده مطیعی، از دوستان آقای سامانلو هستم دختر من از پسر کوچک، شهید سامانلو چند ماهی کوچکتر است . پسر آقا سعید که به دنیا آمده بود بنده همراه خانواده به دیدنشان رفتیم از آقا سعید پرسیدم اسم پسرتان را چه گذاشتید ؟ گفت محمدحسین گفتم دختر من هم چند ماه دیگر به دنیا میآید و هم بازی محمدحسین تو میشود گفتم اسم دخترم را می خواهم بگذارم (آدرینا) آقا سعید یکم بهم نگاه کرد گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی دختر زیبا رو گفتم اسم اصیل ایرانی است خندید و گفت من اگر هزار تا بچه، داشته باشم اسمشان را زهرا و فاطمه ، علی و محمد (اسم ائمه) می گذارم گفت خجالت بکش !! این چه اسمیه؟!بهش بگیم آدرینا خانم…یا بگیم خانم آدرینا …خندید گفت اصلا بهش (خانم) نمیاد سعید گفت یکی از حقوق فرزند بر پدر انتخاب نام درست برایش است آخه آدرینا یعنی چی ؟ بهم گفت اون دنیا از پدر و مادر خصوصا پدر درباره اسم بچه سوال میشه اسامی که اسم ائمه نباشه اونجا شنیده نمیشه بعد کلی حدیث از امام ها درباره (نامگذاری) که حق فرزند بر پدر است رو برام گفت کلی حالم دگرگون شد بعد از حرف های سعید با حالت شرمساری گفتم آخه اسم فاطمه و زهرا خیلی داریم دختر برادرم ، دختر خواهرهای خانم همشون از این اسم ها گذاشتن بچه ها قاطی میشوند وقتی آنها را صدا می کنیم . سعید لب هاشو گزید و سرشو تکون داد و گفت : واقعا متاسفم کاش قبل اینکه بابا بشی، بزرگ میشدی…گفت این طوری که حرف میزنی منو حرص میدی ، سعید گفت اونا فاطمه بنت حسن و حسین……. هستند. فاطمه تو بنت ابوالفضل میشه نگران نباش قاطی نمیشن !! مگه نخود لوبیا ن؟خلاصه گفتم بابا غلط کردم هر چی تو می گی می زارم ؟ گفت به من چه ؟ مگه من باباشم !!! سه ساعته دارم باهات حرف میزنم آخرش میگی قاطی میشن !!! کلی خندیدم ولی اون روز دیگه چیزی نگفتیم تا اومدم خونه همسرم گفت چی می گفتید با آقا سعید ؟ واسه خانمم تعریف کردم که چقدر آقا سعید رو حرص دادم . خانمم خندید گفت راست می گه خوب ، دخترمون که بدنیا اومد اسمشو گذاشتیم فاطمه وقتی به سعید گفتم خیلی خوشحال شد گفت آفرین ، آفرین بر تو بهم گفت هر خونه ای که دختر داره باید یه اسم فاطمه هم داشته باشه انشالله به زودی های زود، علی دار هم بشید روحت شاد آقا سعید، تو رو خدا منو حلال کن هر وقت به اون روز فکر میکنم دلم برات تنگ میشه
ثبت دیدگاه