خبر شهادت
راوی زینب رسولی: همسرم حسینعلی در سنگ بست خدمت میکردند من ناهار درست کرده بودم و منتظر ایشان بودم که به خانه برگردد تا به اتفاق هم ناهار بخوریم اما ساعت 2 بود که در خانهی ما به صدا آمد وقتی در را باز کردم گفتند آقای آزموده مجروح شده است و در بیمارستان بستری میباشد باید برویم ما حاضر شدیم و به مشهد رفتیم وقتی به آنجا رسیدیم یک روز بعدش خبر شهادتش را به ما دادند تأثیری که بر روی من گذاشت این بود که برای بچههایم ناراحت بودم چون به آنها نگفته بودند پدرشان شهید شده است.
ثبت دیدگاه