شناسه: 100364

همت در رفع مشکل ديگران

راوی فضل الله صادقی: یکی از دوستان دانشجوی ایشان تعریف می کرد و می گفت:در سلف دانشگاه ما یکی از دانشجویان برای خرید ژتون هفتگی غذا آمده بود وقتی که می خواست پول بدهد فهمید پول کم دارد در همین حال من هم نگران شدم که نکند من هم به قدر کافی پول نداشته باشم بعد که دست توی جیبم کردم فهمیدم که پول به تعدا زیادی دارم دیگر اضطراب نداشتم .بعدها فهمیدم که محم وقتی متوجه من شد که نگران بودم که شایدپول نداشته باشم پول توی جیب من گذاشته بود به طوری که من نفهمیدم وقتی به ایشان گفتم:شما پول در جیب من گذاشته ای در پاسخ من فقط لبخندی زد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه