شناسه: 104291

کرامات شهداء بعداز شهادت

راوی رضا صفاریان: بعد از خاکسپاری شهید فرید صفاریان در اولین سحرگاه هنگام اذان صبح با آنکه خستگی زیادی از روزهای گذشته داشتم و چند شب هم نخوابیده بودم ناگهان از خواب بیدار شدم و به بالای سرم روی دیوار نگاه کردم در کمال شگفتی دو چشم نورانی را روی دیوار دیدم و بدون هیچ درنگی متوجه شدم روح برادر شهیدم می باشد. بلافاصله مادرم را بیدار کردم و گفتم: فرید آمده در مقابل چشمان نورانی او با کمال تعجب مشغول دعا و فاتحه خواندن شدیم سپس پدرم و دیگر اقوام را که در آنجا بودند بیدار کردم و همگی در اتاق موردنظر حاضر شدند. ابتدا شک و تردید در وجود بعضی ها بود که شاید نورهای موردنظر چراغ باشد ولی با آزمایشهایی همگی یقین حاصل کردند که روح برادر شهیدم بر ما حاضر گردیده است و همگی مشغول عبادت شدند. سپس با طلوع آفتاب همگی بر سر مزارش حاضر شدیم و زمانی که برای دوستان و آشنایان موضوع را مطرح کردیم. هیچ کس باور نکرد و همگی تصور می کردند به علت شدت فشارها در آن ایام می باشد و همچنین در مراسم شب سوم که بیش از سیصد نفر در منزل ما آمده بودند. ناگهان از همان اتاق صدای شیون شدیدتری برخواست و وقتی من به اتاق رفتم دیدم مجدداً چشمهای نورانی از همان اتاق روی دیوار مقابل ظاهر گردیده است و جمعیت دسته دسته وارد اتاق می شوند و خداوند را نیایش می کردند . در مراسم شب هفتم برادرم چند تن از روحانیون و کسانی که در مورد روح و دنیای بعد از مرگ مطالعاتی داشتند دعوت کردیم و باز آن شب این اتفاق افتاد و همه باور کردند و شهید با شهادتش تحول مثبت در زندگی خیلی ها باعث گردید و جوانان و دیگران که در مراسم شرکت داشتند به مسایل دینی بیشتر از گذشته اعتقاد پیدا کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه