شناسه: 104355

تولد و کودکی

خاطره ای که از کودکی اش دارم یادم می آید حج قربان تا هشت سالگی نمی توانست راه برود و همه ما نگران بودیم که دیگر ایشان نمی تواند راه برود . بعد به اعتقاداتی که ما روستایی ها به آنها داریم آمدیم و ایشان را در غربال گذاشتیم و با یک طناب به سگی بستیم و سگ چند دقیقه ای ایشان را کشید و بعد از مدتی به راه افتاد و همه ما خوشحال شدیم که بالاخره او توانست راه برود و خداوند را شکر کردیم

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه