گذشت و اغماض
به روایت از فاطمه داوود : خاطره ای دارم از گذشت و بزرگواری برادرم که واقعا به یاد ماندنی بوده و هست. در سال 1366 که وضع اقتصادی خانواده به شدت بحرانی شده بود. نزدیک به ماه مبارک رمضان بودیم که به برادرم گفتم: رضا جان، ساعت روی میزمان خراب است و برای بیدار شدن در سحر مشکل داریم همچنین از نظر غذا و لوازم مورد نیاز برای گذراندن این ماه هم با مشکل روبه رو هستیم. ایشان به من گفتند شما به پدر چیزی نگویید، شاید پول برای خرج کردن نداشته باشد. من با فروش دوچرخه ام، هر چه برای ماه مبارک لازم باشد می خرم. و رضا با فروش دو چرخه اش وسایل مورد نیاز منزل را خریداری کرد. و این گذشت و بزرگواری او به یاد ماندنی است.
ثبت دیدگاه