احساس مسؤلیت
روزی علیرضا پیش من آمد و گفت : پدر جان اینطوری که نمی شود بالاخره یا باید من به جبهه بروم ویا شما . گفتم : پسر جان اگر من به جبهه بروم هیچ فکر کردی که خرج ومخارج خانواده را چه کسی تامین خواهد کرد. علیرضاگفت : پدر جان غصه نخور ، تا وقتی شما برگردی من خودم سرپرستی خانواده را به عهده می گیرم .شما هم با خیال راحت به جبهه برو. واینگونه شد که من تحت تاثیر حرفهای علیرضا عازم جبهه شدم.
ثبت دیدگاه