عشق به ائمه اطهار
راوی خدا بخش موشانی : در مسجد مراسم عزاداری برپا بود علی هم کمک می کرد و به مردم چای می داد. یک پسر کوچکی که در میان جمعیت نشسته بود به علی گفت: من چای نخورده ام اگر می شود برای من هم یک چای بیاورید. علی هم گفت: چشم الأن برایت چای می آورم. ناراحت نباش .
ثبت دیدگاه