دستگیری از ضعیفان
به روایت از موسی الرضا یاری : به خاطر دارم وقتی که همرزمم سیداحمد حسینی به مرخصی رفته بود. به ما زنگ زد و گفت: اگر کاری، سفارشی داری به من بگو انجام میدهم. به ایشان گفتم: مادر فلان رزمنده مریض است آدرس را به او دادم و او هم رفت. مادر دوستش را به بیمارستان میبرد طوری که کسی نفهمد برای آنها غذا میبرد و کمککردن به هم نوعانش را خیلی دوست داشت و به همه کمک میکرد.
ثبت دیدگاه