ساده زیستی و پرهیز از تجمل
یک بار یکی از قاچاقچی های مواد مخدر به ایشان پیشنهاد دو میلیون تومان رشوه کرده بود تا بتوانند مواد رد کنند ولی ایشان قبول نکرده بود . بعد از مدتی آن شخص آمد و به من گفت : پسر برادر شما دیوانه است . پیشنهاد دو میلیون تومان پول به ایشان کرده ام تا بتوانم مقداری مواد رد کنم ولی قبول نکرده است . من هم حرفی نزدم وقتی به حسین آقا موضوع را گفتم : گفت : عموجان اگر مرا قطعه قطعه کنند تا وقتی که این جا هستم نمی گذارم یک نفر مواد مخدر رد کند گرفتن پول معنی ندارد من اضافی حقوقم را به مردم می دهم پول به چه دردم می خورد .
ثبت دیدگاه