شناسه: 108823

معجزات جنگ

وقتی پیکر مطهر آقای جلایری را به مشهد آوردند برای دیدن و وداع با پیکرشان به سردخانه رفتیم وقتی داخل سردخانه رفتم بالای سر شهید نشستم و ناگهان از حال رفتم ودو سه مرتبه روح شهید را در حالت بی هوشی مشاهده کردم وقتی به هوش آمدم دستی به سر و صورت شهید کشیدم .ناگهان دیدم چشم هایش را باز کرد وبرای من لبخند زد فریادزدم حسین آقا زنده است همه افرادی که آجا بودند بالای سر شهید آمدند حدود یک دقیقه چشم هایش باز بود بعد از گذشت این مدت چشم هایش را بست ولی لبخند برلبانش باقی ماند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه