عشق به جهاد
راوی مصیب جعفری: وقتی که من از جبهه برگشتم دیدم مادرش گریه می کند گفتم چی شده؟ گفت: علی می خواهد امروز به جبهه اعزام شود من به قرارگاه رفتم و از آنها خواستم که علی را به جبهه اعزام نکنند و چون من شیمیایی شده بودم آنها او را به جبهه نفرستادند اما علی همچنان به زمین پافشاری می کرد اما هنگامیکه قاطعانه از او خواستم که نرود علی برگشت و به جبهه نرفت اما پس از مدتی از طریق سپاه به منطقه اعزام شد و پس از 13 ماه حضور در جبهه به آرزویش که شهادت بود نائل گردید.
ثبت دیدگاه