شناسه: 110151

حرمت والدین

به روایت از محمد درویش : به خاطر دارم در آخرین مرخصی که فرزندم رحمت الله به دیدن ما آمده بود ما در قاسم آباد نبودیم و به خاطر کوچ دادن گوسفندان به جای دیگر رفته بودیم.ما را هر طوری که بود پیدا کرد و به من گفت : پدر جان ؛تمام بجستان را زیر پا گذاشتم تا اینکه شما را پیدا کردم. به ایشان گفتم: لازم نبود دنبال ما بیایی و خودت را اذیت کنی،چون می توانستی دفعه ی بعدی که می آمدی من را ببینی.ولی ایشان در جواب گفت: اگر دفعه ی بعد می آمدم از من شکایت می کردید که چرا به دیدن شما نیامدم . چون دفعه ی بعد من زنده بر نمی گردم و این مرخصی هم آخرین مرخصی است که به دیدن شما آمدم ؛ و با ما خداحافظی کرد و رفت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه