اولين اعزام
راوی مهربانو اکراوی : یک روز ما همگی به مهمانی رفته بودیم و اسدا... در خانه مانده بود وقتی که برگشتیم دیدیم که او در خانه نیست مثل همیشه فکر می کردیم که او روی ماشین کار می کند یکی دو روز از او خبری نداشتیم با این که پس از جستجوی زیاد باخبر شدیم که او به جبهه رفته است. سریعاً به پایگاه بسیجی که فعالیت می کرد رفتیم تا مطمئن شویم که به جبهه رفته است در آن جا اسمش جزو اعزام کننده ها بود او از ما خداحافظی نکرد چون فکر می کرد که ما مانع از رفتن او می شویم بعد از مدتی که در جبهه حضور داشت در یک عملیات که شرکت کرده بود به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه