آخرين وداع با خانواده
راوی ماندگار عبداللهی: فرزندم حسن به مرخصی آمده بود شب آخری که قصد عزیمت به جبهه را داشت در جمع بستگان از همه حلالیت طلبید دیدم دارد نامه ای می نویسد پرسیدم چه می نویسی ؟ گفت: دارم برای پسر عمویم نامه می نویسم بعدا" فهمیدم که آن وصیت نامه بوده که نوشته است گفت به مادر بزرگ و عمه بگویید بیایند که این سفر آخرین من است قرآنی که آنجا بود بوسید و آبی را هم که قرار بود پشت سرش بریزم نوشید و گفت این هم شربت آخر من .
ثبت دیدگاه