شناسه: 114045

خبر شهادت

راوی علی رحیمی: من به اتفاق حسن مرادی در لشکر ویژه شهدا مستقر بودیم که خدمت من تمام شد و ایشان هنوز خدمت داشت وقتی به روستایمان رسیدم صبح بود دیدم پدر و مادرم ناراحت هستند از آنها پرسیدم چی شده است سر صبح اینقدر ناراحت هستید پدرم گفت: پسردایی ات حسن شهید شده است با شنیدن این خبر ناخودآگاه نیش خند زدم در حالی که فکر می کردم آنها دارند شوخی می کنند اما وقتی فهمیدم که ایشان شهید شده است واقعا" ناراحت شدم و گریه کردم چون تنها دوستم بود که با هم همکلاسی بودم و هم خدمتی دیگر حاضر شدم به اتفاق خانواده راهی خانه شهید حسن مرادی شدیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه