گذشت و اغماض
راوی رضا علی پور : سال هزار و سیصد و شصت و پنج تعدادی از نیروها جهت شناسایی به منطقه رفته بودند وقتی برگشتند یک سرباز نوجوان عراقی را هم دستگیر کرده بودند. آن موقع بدلیل نبودن آذوقه و حتی نان کافی مقدار زیادی نان خشک شده را داخل کیسه گونی میکردند و از طریق زمینی و یا هوائی برایمان ارسال میکردند آنقدر آن نانها خشک و غیرقابل مصرف بود که فقط باید آنها را داخل آب زده، خیس میکردیم و میخوردیم. هیچگاه از یادم نمیرود هرگاه زمان صرف نهار و یا شام میشد حسین خودش با دستان خود نان خیس میکرد و به آن اسیر عراقی میداد و یا بهترین قسمت نان را جدا میکرد و به او میداد.
ثبت دیدگاه