اثر شهادت بر ديگران
راوی ایران گریوانی: همسرم تعریف می کرد و می گفت: دو همسنگر 14 ساله ای داشتم . و او هر شب از ساعت 12 می رفت و تا نماز صبح نمی آمد . یک شب او را تعقیب کردم دیدم در چند متری خط مقدم با دستانش قبری کنده و داخل قبر رفت و جانماز سبز کوچکی داشت که نماز می خواند و گریه می کرد . حالت عجیبی داشت و مانند مار گزیده ها از خدا طلب شهادت می کند . همان شب در حالی که نماز می خواند تیری به سرش خورد و مانند مولا علی (ع) در حال عبادت به شهادت رسید . ناگهان از همان مکان نور عجیبی بلند شد . و او لبخند زد و گفت : " اسلام علیک یا صاحب الزمان و به شهادت رسید . "
ثبت دیدگاه