احساس مسؤليت
یادم می آید زمانی که من در جبهه بودم شنیدم که حیدر علی هم به جبهه آمده به دیدن ایشان رفتم و به او گفتم: چرا مادر را تنها گذاشتی آمدی؟ شما باید می ماندید و وقتی من برگشتم، آن موقع شما می آمدید. ایشان در جواب من گفت: شما برای خودتان آمدید ومن نیز برای خودم آمدم.
ثبت دیدگاه