شناسه: 116456

عشق به جهاد

راوی سید هاشم بیدی: هنگامی که ما دوره آموزشی را در پادگان نخریسی مشهد بودیم خبر دادند پدر غلامرضا عمل کلیه دارد. مادر ایشان آمد جلوی پادگان وغلامرضا را صدا زد. وقتی که او فهمید می خواهند او را برگردانند آمد پیش من وگفت: من علاقه خاصی برای رفتن به جبهه دارم .شما بروید وبه مادرم بگوئید که مرا بر نگرداند وبگذارد به جبهه بروم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه