عشق به ائمه اطهار
به روایت از احمد محمدی : «شهید محمدرضا قمریان که به صورت داوطلب بسیجی به منطقه اعزام شده بود مدت زیادی در واحد اطلاعات عملیات لشگر 5 نصر مشغول خدمت بود ، وی در وصیت نامه نورانی خود به : این نکته قرآنی «فلیضحکوا قلیلاً والیبوا کثیراً » اشاره کرده و خاطر من نیز من نیز در رابطه با همین گریه کردن زیاد است که ذیلاً به چندین مورد آن اشاره می کنم . در منطقه تپه منافقین مشغول شناسایی بودیم ، منطقه چون قبلاً در دست نیروهای خودی بود ، تابلوهای تبلیغاتی زیادی نصب بود ، به هنگام بازگشت ، در حال نزدیک شدن به منطقه خودی توسط دوربین مادون تابلوها را برای افراد تیم می خواندم ، خسته نباشی رزمنده ، و بچه های تیم ... نصر من ا... و فتح قریب «لبخند بزن رزمنده » و بچه ها لبخند که نه بلکه .... قهقهه .... «زیارت قبول رزمنده »، تا این تابلو را خواندم شهید قمریان بی اختیار اشکهایش سرازیر شد ه و بچه ها ی دیگری را نیز منقلب کرد و زار زار شروع به گریه کردن نمود و گاهی هم که خود را کنترل می کرد با صدای لرزان می گفت : راستی از زیارت مولایمان باز می گردیم . و این گریه تا به خط خود رسیدیم ادامه داشت .
ثبت دیدگاه