احساس مسئولیت
به روایت از گلشا رضایی : به خاطر دارم یکبار که در منزل نشسته بودیم برادرش به ابراهیم گفت چرا همیشه به جبهه میروی مدتی استراحت کن یا اینکه ازسپاه استعفا بده ایشان در جواب گفت این وظیفه ماست وباید انقلاب را یاری کنیم و هر چه امام می فرماید انجام دهیم وقتی صدام به کشورمان حمله کرد چطور خودمان را مسلمان بدانیم و به دستورات اسلام عمل نکنیم . من می روم به به جبهه و مرگ هرکس هم دست خداست و به هر قیمتی که هست باید از انقلاب و اسلام دفاع کرد.
ثبت دیدگاه