شناسه: 116878

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

به روایت از محمدابراهیم قره چی : یک شب خواب دیدم که برات در باغ بزرگی در حال قدم زدن است . پیش او رفتم و گفتم : برات تو اینجا چکار می کنی گفت : هر کس و هر چیزی که در اینجاست در اختیار من است . سپس برایم غذا آورد و از من پذیرایی کرد . در همانجا به حال برادرم قبطه خوردم و خیلی خوشحال بودم که چنین جایی زندگی می کند . در همان لحظه بود که از خواب بیدار شدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه