خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
زمانیکه براى اعزام به منطقه جنگى در حال دیدن دوره آموزشى نظامى بودم برادرم محمدرضا در جبهه بود زمانیکه از آموزش برگشتم او در جبهه بود و تقریباً در حدود 9 ماه ما یکدیگر را ندیدیم چون هر دوى ما در جبهه بودیم لذا او به شهادت رسید و اصلاً دیگر او را ندیدم و از این قضیه خیلى غمگین بودم یک شب خواب دیدم در منطقه کردستان هستیم و من دارم دنبال شهید مىگردم چون برادرم محمدرضا در کردستان شهید شده بود ضمن اینکه دنبالش مىگشتم گریه هم مىکردم یکدفعه پیدایش کردم پرسیدم کجا هستى؟ من حدود یک سال است که تو را ندیدم گفت من شهید شدهام و قشنگ و کامل برایم توضیح داد که به شهادت رسیده است و در عالم خواب با هم روبوسى و گریه مىکردیم که از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه