شناسه: 117658

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

زمانیکه براى اعزام به منطقه جنگى در حال دیدن دوره آموزشى نظامى بودم برادرم محمدرضا در جبهه بود زمانیکه از آموزش برگشتم او در جبهه بود و تقریباً در حدود 9 ماه ما یکدیگر را ندیدیم چون هر دوى ما در جبهه بودیم لذا او به شهادت رسید و اصلاً دیگر او را ندیدم و از این قضیه خیلى غمگین بودم یک شب خواب دیدم در منطقه کردستان هستیم و من دارم دنبال شهید مى‏گردم چون برادرم محمدرضا در کردستان شهید شده بود ضمن اینکه دنبالش مى‏گشتم گریه هم مى‏کردم یکدفعه پیدایش کردم پرسیدم کجا هستى؟ من حدود یک سال است که تو را ندیدم گفت من شهید شده‏ام و قشنگ و کامل برایم توضیح داد که به شهادت رسیده است و در عالم خواب با هم روبوسى و گریه مى‏کردیم که از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه