خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از محمدعلی عبیری : زمانی که من در مکه بودم. (زیارت خانه ی خدا رفتم) در هر جایی که می رفتم او را در کنار خودم احساس می کردم که شانه به شانه ی من می آمد. همه جا با من بود.
به روایت از محمدعلی عبیری : زمانی که من در مکه بودم. (زیارت خانه ی خدا رفتم) در هر جایی که می رفتم او را در کنار خودم احساس می کردم که شانه به شانه ی من می آمد. همه جا با من بود.
ثبت دیدگاه