شناسه: 119846

خاطرات سياسي

اوایل انقلاب بود ایشان در تظاهرات شرکت می کرد و بلند هم شعار مرگ بر شاه را می گفت یک روز بعد از اینکه از تظاهرات برگشتند عموی پدرش هم واردخانه شد . وقتی فهمید او از تظاهرات آمده یک سیلی به او زد و گفت : مگر من نگفتم این بی شرفها ممکن است الان بریزند در خانه وشما را بگیرند و بزنند . علی اکبر به ایشان گفت : آدم یک دفعه که بیشتر نمی میرد بگذارید تا این طور بمیرد که بهتر است . و من هم باز می گویم مرگ بر شاه وکسی جرات ندارد چیزی بگوید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه