شناسه: 120953

خاطرات جنگی

به روایت از حسین مهری : همه بچه ها سرسفر نشسته و مشغول خوردن شام بودیم یکی از بچه ها گفت:هرکس که یک آرزویی که خودش دارد را عنوان یکی از بچه ها به شوخی گفت:خدایا اگر شهید شدم در آن دنیا حوریه ای به من عنایت کن. محمد در جواب گفت:تو اول سعی کن آن کسی که آن بالا قرار گرفته تو را تایید کند و فقط آرزویت این باشد که شهادت نصیب تو شود بعد در آن دنیا آن قدر حویه دور بر تو بیایند که تحویلشان نگیری.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه