شناسه: 121598

خاطرات نحوه مجروحیت

یادم می آید یک شب ساعت 12 شب پسرم مجید از منطقه تلفن زد و با ما صحبت کرد. تن صدایش طوری بود که انگار وضعیت حالی اش زیاد مناسب نیست. من خیلی ناراحت شدم که چرا ایشان این موقع تماس گرفته و چرا صدایش گرفته است. که بعد از مدتی که مجید از جبهه آمد، گفت که من شیمیایی شده بودم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه