شهادت
به نقل از همسر شهید:
چند روز قبل از شهادتش مرا صدا کرد و گفت که دیشب خواب ناصر حاج امینی را دیدم. ایشان به دیدارم آمد و پای تختم نشست و گفت: «چطوری؟ آمدم به شما سر بزنم.» خانم فکر کنم پیمانهام پر شده است. گفتم این حرفها را نزن و امیدوار باش، انشاءالله خوب میشوی. گفت: «نمیخواهم اذیتتان کنم ولی میدانم به آخر خط رسیدم.»
چند روز بعد به آنچه آرزویش را داشت رسید.
ثبت دیدگاه