شناسه: 121793

دقت در حلال و حرام

راوی ابوالقاسم سهلی: به خاطر دارم زمانی که علی اکبر از شاهرود به نیشابور آمد، در تعمیر گاه رادیو و تلویزون یکی از آشنایان مشغول به کار شد. ولی بعد از مدتی پیش من آمد و گفت: پدر جان من دیگر در آن تعمیرگاه کار نمی کنم. گفتم چرا پسرم مگر اتفاقی افتاده گفت: چون در آنجا کارهای حرام انجام می دهند و جنس را گران به مردم می دهند و یا روی وسیله ای که کار زیادی بر روی آن نکرده اند، دستمزد زیادی دریافت می کنند. گفتم: پسرم، تو کارت را انجام بده چه کار به این کارها داری تو شاگرد هستی ولی او در جوابم گفت: نه پدر جان، من در جایی که پول حرام از مردم بگیرند نمی مانم. این بود که از آن مغازه بیرون آمد و با راهنمایی من در مغازه یکی دیگر از دوستان مشغول به کار شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه