خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی نرجس ماروسی: خواب دیدم که با فرزند شهیدم حسن صحبت می کنیم ، گفتم : پسرم دلم برایت تنگ شد است به خانه بیا ایشان هم آمدند در حالیکه شال سبز رنگی که برق می زد بر گردن داشت و به من گفت : مادر نگران من نباشید من جایم خوب است و نزد امام رضا (ع) هستم .
ثبت دیدگاه