آخرين وداع با دوستان
راوی مریم سراج: به خاطر دارم سری آخری که برادر شهیدم جواد به مرخصی آمده بود همراه خود چند نوار کاست آورده بود که توی خلوت خودش ، حرف هایش را ضبط کند و نیز زیارت عاشورا را هم خوانده بود . هنگام خداحافظی همه نوارهای پر شده را به من داد و گفت : ان شاء ا... بریم حرم امام حسین (ع) و آنجا زیارت نامه عاشورا را بخوانیم . بعد رو به مادرم کرد و گفت : مادر خواهش می کنم اگر من به جبهه رفتم و شهید شدم کسی بدون وضو بالای سرم نیاید . وقتی آمدید روی سر جنازه ام و مرا دیدید گریه نکنید . برای حضرت قاسم و حضرت علی اکبر گریه کنید ، به مصیبت ها و بلای واقعه کربلا گریه کنید ، بعد خداحافظی کرد و راهی جبهه شد.
ثبت دیدگاه