آخرین وداع با خانواده
یک روز قبل از شهادت اسماعیل با مادرم تماس گرفت و مادرم از ایشان پرسید که پسرم کی برمی گردی ؟ گفت : مادرجان ، پدر و همه مردان فامیل را بگو بیایند اینجا ، الان اینجا قیامت است .همه منتظر این روز بودند من کجا بیایم و درحالی که صدای شلیک گلوله و خمپاره می آمد از مادرم خداحافظی کرده بود و بعد خبر شهادتش را آوردند.
ثبت دیدگاه