شجاعت و شهامت
به روایت از زهره غلامیان : آخرین باری که همسرم علی از جبهه به مرخصی آمده بود چهره شادابی داشت روز آخر هم که می خواست برود یک دست لباس نو پوسیده و بر خلاف همیشه مرتب و تمیز و خنده رو بود به من می گفت: همسرم ناراحت نباش 20 روز دیگر بر می گردم به جبهه رفت و بعد از حدود 25 روز به فیض عظیم شهادت نائل آمده و خبر شهادتش رابرایم آوردند.
ثبت دیدگاه