شناسه: 124392

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1

بعد از شهادت حسین من خیلی ناراحت بودم . یک شب ایشان را خواب دیدم که آمده بود به منزلشان و وسایلش را جمع کرده بود که برود . وقتی مرا دید که ناراحت هستم بچه ام را از من گرفت و بوسید و دوباره به من داد و گفت : هر وقت دلت تنگ شد این بچه را ببوس و اگر خواستی مرا ببینی به مشهد بیایید چون من آنجا هستم خادم آقا علی ابن موسی الرضا (ع) می باشم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه