خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از فریدون زنده دل : بعد از شهادت حمید یک شب ایشان را خواب دیدم که در یک دریای آبی و قشنگ با همان چهره نورانی است آب دریا بسیار زلال و شفاف بود . شنا می کرد تا چشمم به ایشان افتاد سئوال کردم حمید جان کجایی ؟ چرا حال ما را نمی پرسی ؟ دلم خیلی برای شما تنگ شده است . چرا سری به ما نمی زنی شروع کردم از ایشان گلایه کردن . وقتی گلایه های من تمام شد خندید و گفت در فکر شما هم هستم و خداحافظی کرد و رفت .
ثبت دیدگاه