پیش بینی شهادت
مهدی خدمه تانک بود و قبل از عملیات کربلای 5 به مرخصی آمد . در مرخصی بود که از طریق برادرانش با خبر شد که تانک او را به خط برده اند . وقتی که مرخصی اش تمام شد ، لحظة خداحافظی صورت خواهر کوچکش را که در آن موقع 6 ماهه بود ، بوسید . مادر بزرگش به او گفت : مهدی جان برو به امیدی که انشاء ا... مرخصی بگیری و دوباره برگردی نزد ما بیایی . مهدی گفت : این بچه را من فراموش نمی کنم . مهدی ، به مادرش گفته بود ، مادر جان می دانم که پودر می شوم ولی باید رفت . سیزده روز هم در عملیات شلمچه ، ایشان2 ،3 تانک عوض کردند . اما تانک سومش با اصابت راکت موشک از بین رفته بود .
ثبت دیدگاه