خواب و رویای دیگران در مورد شهبد
به روایت از لیلا موری : قبل ازشهادت احمد اورا درخواب دیدم که به خانه آمد ویک پرچمی که دردستش بود به من داد وگفت: مادرجان این پرچم را نگه دارتا من ازجبهه برگردم به اوگفتم مادرجان برای من زحمتی نیست فقط زودتربرگرد بعد ازچند روزشهادت او را آوردند.
ثبت دیدگاه