شناسه: 127072

عشق با شهادت

به روایت از حسین حجی راده : برادرم غلامرضا قبل از رفتن به جبهه برای زیارت بارگاه ملکوتی ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) به مشهد مقدس رفته بود و سپس به روستا آمد و بعد از ظهرهمان روز که من در منزل مشغول کار بودم به خانه ما آمد و بعد از احوالپرسی رو به من کرد و گفت: برادرمی خواهم به جبهه بروم گفتم ای برادرعزیزشما زن و فرزند داری، اگر در جبهه شهید شوی آنها بی سرپرست می مانند ولی او دلش لبریز ازعشق به شهادت بود و گفت: من به خاطر وظیفه ای که دارم و باید دین خود را ادا کنم به جبهه می روم و اگر در این راه لیاقت شهادت را هم داشتم باکی نیست من باید به جبهه بروم و بعد از خداحافظی رفت و تقریباً بعد از یک ماه از رفتنش نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه