شناسه: 129869

حرمت والدین

به روایت از سکینه بلوکی : یک روز از سر مزار شهدا برمی گشتم هوا خیلی گرم بود و تشنه شده بودم . با خودم گفتم چه خوب است وقتی به خانه می رسم چای حاضر باشد . وقتی به خانه رسیدم دیدم سماور می جوشد وچای هم دم شده است ، از هر کس پرسیدم : شما برای من چای حاضر کرده اید ؟ می گفتند: نه با خودم حدس زدم که حسین بوده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه