کرامات شهدا بعد از شهادت
به روایت از سکینه بلوکی : حدود 3 سال پیش یک روز در نیشابور یکی از دوستان را دیدم . گفت : دیشب حسین را در خواب دیدم که مقداری کارت دعوت دستش بود از او پرسیدم : این کارتها برای چیست ؟ گفت : اینها کارتهای عروسی من است . و یکی از آنها را به من داد. خیلی خوشحال بود . وقتی کارت رابه من داد بلافاصله از خواب بیدار شدم . چند روز بعد از این موضوع اسمم برای سفر سوریه در آمد ولی پول برای این سفر نداشتم . یادم آمد که سه سال است که از بنیاد شهید حقوقم را نگرفته ام وقتی به آنجا مراجعه و حقوقم را حساب کردم درست به اندازه خرج سفرم بود .
ثبت دیدگاه