خاطرات جنگی
به روایت از سید عباس طباطبایی : غلام رضا بداغ آبادی خاطره ای را این گونه نقل کرد : روزی با بچه ها دور هم جمع شده بودیم و کتری بزرگی را روی آتش گذاشته بودیم تا آب آن جوش بیاید و با بچه ها چائی بخورند که ناگهان خمپاره ای آمد و درست در وسط بچه ها و داخل کتری اصابت کرد و تعدادی از بچه ها مجروح شدند.
ثبت دیدگاه