شناسه: 130225

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از ناهید بداغ آبادی : یک شب خواب دیدم که برادرم شهید غلامرضا آمده من رفتم وهمدیگر را بغل کردیم بعد گفتم داداش آمدی؟ گفت: بله آمدم گفتم داداش چرا رفتی پسرت را تنها گذاشتی؟ چرا پدر و مادرت را تنها گذاشتی در عالم خواب نمیدانم برادرم شهید شده بعد گفت: خواهر تو برای بچه هایت چه کار کردی؟ گفتم هیچ. گفت: خوب چه کارشون می کنی؟ گفتم حمامشون می برم تمیزشان می کنم پرسید دیگر چی؟ گفتم اگر مریض بشوند از آنها پرستاری می کنم گفت: دیگر چی؟ گفتم هیچی گفت: اگر بچه ها بخواهند بمیرند چی؟ گفتم مرگشان دست من نیست گفت: خواهر خدا کارسازه تو یک وسیله ای هیچ وقت برای بچه من غصه نخور هیچ وقت برای بچه من ناراحت نشو گفت : خوب دیگر چه کار می کنی؟ گفتم برای نبودن شما غصه می خورم گفت: برای من هیچ وقت غصه نخور.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه