شناسه: 130260

توصيه هاي شهيد

راوی طیبه بخشی : یادم هست ماه مبارک رمضان بود و من تازه نه ساله شده بودم و روزه گرفتن بر من واجب شده بود. اولین روزی که من روزه گرفتم پدرم محمدجمعه برایم یک بلوز خرید و به عنوان هدیه به من داد. پدرم خیلی خوشحال بود از این که دخترش بزرگ شده و روزه گرفته است. می گفت: آفرین دخترم، هیچ وقت از نماز و روزه ات غافل نشو چون باعث افتخار من هستی که روزه ات را کامل می گیری . با شنیدن این حرفها من خوشحال شدم و بقیه روزها را با اعتماد به نفس بیشتری روزه گرفتم و اگر تشویق پدرم نبود کمتر به این فرائض سوق پیدا می کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه