شناسه: 130750

خواب و روياي شهادت

راوی منیژه ثمری : من از قول خواهرم شنیدم که پسرم محمد در آخرین مرخصی که آمده بود به خانه ی خاله اش رفته بود و خوابی را که در جبهه دیده بود را برای خاله اش اینگونه نقل می کند: خاله خواب دیدم که داخل سنگر نشسته ام که یک سید نورانی وارد سنگر شد و نشستیم و با هم صحبت کردیم، موقع بیرون رفتن از سنگر آن سید رو به من کرد و گفت: این آخرین سفر توست و از نظرم محو شد. پسرم محمد به خاله اش گفته بود که در مورد خوابم چیزی به پدر و مادرم نگویید چون ممکن است دلواپس شوند. تا اینکه بعد از گذشت چند روز از حضورش در جبهه خبر شهادت او را برایمان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه