شناسه: 130751

خواب و روياي شهادت

راوی علی اکبر پور عباسی : بعد از شهادت پسرم محمد، خاله اش به منزلمان آمد و گفت: زمانی که محمد از جبهه به مرخصی آمده بود خوابی را که در جبهه دیده بود را اینگونه برایم نقل کرد: خاله خواب دیدم که داخل سنگر نشسته ام که بعد سیدی نورانی به طرف سنگر آمد و وارد شد، چند لحظه ای با هم صحبت کردیم وقتی خواست آن سید نورانی از سنگر بیرون برود برگشت و به من گفت: پسر جان این آخرین سفر توست که بعد از سنگر بیرون رفت و محو شد و من از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه