خاطرات سیاسی
به روایت از کنیز پاسبان : برادرم تاج محمد در تربت جام درس می خواند یک روز گروهی به نام چماق به دستان مغازه ها را آتش می زدند و به امام و مردم انقلابی توهین می کردند تاج محمد و دوستانش از این حرکت آنها عصبانی می شوند و با اینکه سیزده، چهارده سال بیشتر سن نداشتند با فریادهای الله اکبر وارد مهدیه می شوند و به نماز می ایستند و با انجام این حرکت انقلابی از خود به مردم امید و نیرو می بخشند بعد مردم به خودشان می آیند و راهپیمایی می کنند و به دین ترتیب به دفاع از خودشان می پردازند.
ثبت دیدگاه