شناسه: 131115

نوافل و نماز شب

به روایت از غلامعلی پارسا : یکی از همرزمان حسن یک شب نمی خوابد تا ببیند حسن پارسا چه کار می کند و متوجه می شود که زودتر از همه بچه ها بیدار شده و از سنگر بی سر و صدا بیرون آمد و نماز شب خواند . مجددا"برگشت و خوابید و کسی هم متوجه نشد تا اینکه روز بعد به شوخی به شهیدمی گوید: حسن آقا متوجه اسرار شما شدم که در اینجا حسن از او خواهش می کند به کسی چیزی نگوید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه